السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1207
تعليقات نقض ( فارسى )
باشد چنين كند كه اسبان بىگناه را بكشد زيرا كه اسبان خود را بر آنحضرت عرض نكردند بلكه اسبانرا ديگران بر آنحضرت عرض نمودند با آنكه اگر اسبان خود را عرض مىنمودند نيز گناه نداشتند چون مكلّف نيستند بلكه حقّ آنست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه در تفسير آيه فرمودهاند كه در روزى در وقت عصر حضرت سليمان عليه السلام مشغول عرض اسبان شدند تا آفتاب فرو رفت پس حضرت امر فرمودند فرشتگان را كه آفتاب را برگردانيد تا من نماز را در وقت فضيلت يا اختيار بجا آورم پس فرشتگان موكّل بر آفتاب آفتابرا برگردانيدند پس آنحضرت برخاستند و اوّل وضو ساختند به آنكه آب بر ساق پاها و گردن ماليدند و جمعى كه با آنحضرت نشسته بودند و نماز ايشان نيز فوت شده بود امر كردند ايشانرا تا وضو ساختند به همين عنوان چون وضوى ايشان چنين بود كه مسح كنند ساق و گردن خود را و بعد از آن نماز بجا آوردند و چون از نماز فارغ شدند آفتاب فرو رفت و ستارگان ظاهر شد و اين است مراد از قول الهى تعالى شأنه كه فرموده است كه : ما سليمان را بداود عطا كرديم نيكو بندهاى بود سليمان ما را ، و او بسيار توبه كننده بود به آنكه چون اندكى از مقام قرب مع اللّه بمرتبهء پستتر از آن مبتلا مىشدند باز متوجّه قرب مىشدند چنان كه بر آنحضرت وارد شد كه در وقت عصرى بر او عرض نمودند اسبانى را كه بر سه پا مىايستادند و سر سم پاى چهارم را بر زمين مىگذاشتند و اين نوع اسب نفيس مىباشد و آن اسبان تندرو بودند بسيار نفيس ، پس چون حضرت ملاحظه نمودند كه آفتاب فرو رفته است با خود گفتند كه : دوستى اسبان مرا از ذكر الهى بازداشت تا آنكه وقت فضيلت نماز من گذشت اى فرشتگان آفتابرا برگردانيد تا نماز را در وقت فضيلت بجا آورم ، پس شروع در وضو كرد و نماز را بجا آوردند و بتحقيق كه اين حديث را با اسناد آن در كتاب فوايد ذكر كردهام و چون حكم بصحّت آن كرده است ظاهر مىشود كه سند آن صحيح است باصطلاح قدما ، و ممكن است كه مراد مصنّف از صحّت اين باشد كه آنچه اهل كتاب نقل كردهاند مخالف عقل است پس مىبايد كه اين خبر كه موافق عقلست صحيح باشد . و اظهر